احمد مجد الاسلام كرمانى
251
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
توضيح آنكه قريب دو كرور تومان از حقوق ارباب حقوق كسر كردند در حالتى كه معلوم نشد براى چه كسر كردند ! ؟ و بچه دليل برقرار نمودند ! ؟ و مأخذ تصرفات آنها بهيچوجه معلوم نشد ، مثلا ممكن بود اين اعمال غلط را در لباس صحت جلوه بدهند و اعلانى منتشر نمايند كه از پنج هزار تومان يا دوازده هزار تومان يا كمتر يا بيشتر ابدا حقوقى داده نميشود و از هر هزار تومانى از قرار دو عشر كسر مىشود و از هرهزار تومان به پائين يك عشر و نيم كسر مىشود و از پانصد تومان كمتر يك عشر و از صد تومان نيم عشر يا قانونى نظير اين قانون وضع نمايند كه كليت داشته باشد و تكليف عموم مردم را معين نمايند و برحسب آنچه قدما و حكما گفتهاند ( البته اذا عمت طابت ) وقتى كه تمام مردم در يك خط و يك كلمه واقع شدند البته شكايتى نخواهند كرد . مثلا حقوق ظل السلطان و نظام السلطنه و عضد الملك را كسر كردند اما ابدا دست بتركيب حقوق معتمد السلطنه پدر وثوق الدوله نزدند و حال آنكه نظام السلطنه در ظرف شصت سال خدمت پنج شش هزار تومان حقوق تحصيل كرده و شأن و لياقت او هم بمراتب زيادتر از معتمد السلطنه بود و از اين قبيل كارها خيلى كردند كه صريحا شهادت بر غرض آنها ميداد و راه اعتراض بدست مدعىهاى مجلس داد . كمسيون مجلس ميتوانست قانونى وضع نمايد كه هميشه اوضاع مملكت ايران را از اختلالات محتمله محفوظ بدارد و ماليه را از پريشانى دائمى نجات بدهد و آن قانون مختصر اين است كه حقوق به كار بدهند نه به اشخاص مثلا به مقام وزارت داخله ماهى هزار تومان و بوزير امور خارجه ، ماهى پانصد تومان و هكذا نسبت بساير مناصب و اشغال دولتى و مملكتى ، نه اينكه به شخص مشير الدوله كه بمقام صدارت رسيده است ده دوازده هزار تومان مواجب بدهند كه وقتى